X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1393 | 12:09 ق.ظ | نویسنده : سهیل

خدایا می دانی که من برای جام و افتخارات بارسا هوادار این تیم نشده ام، من برای فوتبال زیبا و دل نواز دلم را آبی اناری کرده ام. زمانی که بارسا در اوج بود (سال های 2009، 2010 و 2011) هیچ تیمی حریف آن نمی شد. از رئال گرفته تا بایرن و اینتر و میلان و منچستر.

زمانی که کینگ لئو مسی، مهندس ژاوی، پویول با تعصب، سلطان اینیستا و پپ دوست داشتنی در کنار هم بودند، بارسا باخت را به خودش نمی دید و باخت بارسلونا لغتی بی معنی بود.

آن روزها در طی 3 سال بارسا 14 جام بدست آورد. در سال 2009 بارسلونا 6 جام کسب کرد: لالیگا، کوپا دل ری، چمپیونز لیگ (لیگ قهرمانان اروپا)، سوپرکاپ اسپانیا، سوپرکاپ اروپا و جام باشگاه های جهان.

ما قدر خوان لاپورتا (مدیر عامل سابق) و گوادیولا را ندانستیم. فکر کردیم هر سرمربی می تواند با این بازیکنان رئال را 5 بر صفر و یا 6 بر 2 شکست دهد.

پس از آن که گواردیولا از بارسا رفت، کسی ناراحت نشد. ویلانووا به جای او آمد. بارسا دیگر در اروپا مقامی نگرفت و 7 بر صفر مقابل بایرن تحقیر شد اما در لالیگا عالی عمل کرد و با فقط 2 باخت قهرمان شد. حالا نبود گواردیولا احساس می شد.

پس از ویلانووا و ماجرای سرطان او، مارتینو به بارسا آمد. در ابتدا مارتینو عالی عمل کرد و علاوه بر قهرمانی در سوپرکاپ اسپانیا در لالیگا بارسا، 8 بازی پیاپی را برد.

اما به یک باره همه چیز تغییر کرد. بارسا در لالیگا 5 باخت داد و از لیگ قهرمانان اروپا حذف شد. در فینال کوپا دل ری هم به رئال باخت و تقریبا هر سه جام را از دست داد.

این روزها نه مسی، مسی گذشته است و نه بارسا، بارسای قبلی. فیفا هم که قانون منع خرید بازیکن برای بارسا به مدت یکسال را وضع کرد تا ناکامی های بارسا را تکمیل کند.

فقط امسال با خرید دفاع (در صورت بر طرف شدن محرومیت) و خرید سرمربی کارکشته بارسا می تواند به اوج بازگردد.